مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

20

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

آنها با بعضى ديگر از حيث مصداق ، منافاتى با مغايرت مفهومى آنان ندارد زيرا مفاهيم صفات ذاتيه از سنخ مفاهيم ماهوى نيستند ، كه مقتضى مصداقى باشند از نسخ ماهيات محدود الوجود ، بلكه اين‌گونه مفاهيم ، مفاهيم اعتباريه نظير مفهوم وجودند كه تحقق آنها فقط در وعاء ذهن است و لذا حكم تغاير ذاتى آنها در موطن ذهن ، به مصداق خارج از ذهن سرايت نمىكند و هيچ مانعى نيست كه مفاهيم كثيره‌اى از مصداق واحد انتزاع گردد به خلاف انتزاع مفهوم واحد از مصاديق كثيره بالحاظ كثرت كه ممكن نيست . و همين معنا يعنى عينيت ذات و صفات و نفى امتياز مصداقى مطلقا ، عبارت از احديت ذات متعاليه است ، پس مفاهيم صفات زائد بر ذات ولى حقائق آنها عين ذات است . و مىتوانى بگوئى كه صفات از نظر مفاهيم زائد بر ذات ، و به حقايقشان عين ذات است و زيادت مفاهيم بر ذات اقدس ، مستلزم محدوديت ممنوعه از براى ذات نسبت به مفاهيم مفروضه نيست زيرا محدوديت ممنوعه از براى ذات كه وجود مطلق صرف و واقعيت محضه است ، محدوديت آن نسبت به تقديرى از تقادير وجود است نه نسبت به چيزى از مفاهيم و حدود موجودات كه مآل آن به اعدام و آنچه در حكم اعدام است و به عبارت روشن‌تر محدوديت به مفاهيم و حدود ، لصوق دارد ، نه مربوط به ذات است ، و ذات متعاليه وجود مطلق و صرف حقيقت است و لنعم ما قيل : الا ان ثوبا خيط من نسبح تسعة * و عشرين حرفا عن معاليه قاصر رابعا آنكه واجب الوجود لذاته كل الاشياء است ، به اين معنى كه واجب الوجود تعالى از هيچ حقيقتى از حقائق مسلوب نمىگردد و گرنه مستلزم محدوديت بارىتعالى نسبت به آن حقيقت خواهد بود كه خلف است اگر چه سلب هرحقيقت محدوده بما هى محدوده از واجب تعالى شأنه جائز است و اين حمل غير